جومونگ گمشو برو خونه ات!
خیلی وقت است که من و خانواده ام صدا و سیمای هموطن فروش را تحریم کرده ایم چون همگی بعد از دیدن اخبار ها، سریال ها،میز گرد هاو... قرص اعصاب لازم می شویم! چند وقت پیش مهمان داشتیم اصرار داشتند 20:30 ببینند. بالاجبار تلویزیون را روشن کردم. نمی شنیدم چه می گویند فقط یک تصویر نسبتا آشنابه چشمم خورد: جومونگ!
تا به حال یک قسمت آن را هم تا انتها ندیده ام ولی انقدر که همه جا حرف از این سریال هزار قسمتی! بوده که دیگر اسمش را خوب یاد گرفته ام.
چند دقیقه ای که تصویر این ابر مرد بر صفحه ی تلویزیون خودنمایی می کرد به این فکر می کردم که وقتی 20:30 خائن آمدن جومونگ به ایران را از اهم اخبار قلمداد می کند و تعداد میکروفن های روی میز این قهرمان ملی بیش از تعداد میکروفن هایی است که رو به روی یک شخصیت برجسته ی سیاسی گذاشته می شود:
چطور حضور میلیونی مردم در خیابان آزادی، هفت تیر، توپخانه، بهارستان( خانه ی ملت) را به این راحتی درز گرفتند؟ چطور حمله ی وحشیانه به معترضان سبز خاموش را نادیده گرفتند؟ چطور از شکنجه ی شجاع ترین جوانان این مرز و بوم لام تا کام حرف نزدند؟ چطور صدای اعتراض این ملت را همه ی دنیا شنیدند اما گوش ساکنین خانه ی ملت کر شده بود؟
بروید و سعی کنید از جومونگ ها برایمان الگو بسازید ما هم در خیابان به دنبال قهرمانان ملی مان می گردیم. آنقدر با ما بچرخید تا سرگیجه بگیرید...
نامه ای به جومونگ یا جومونگ چگونه قهرمان ملی صدا و سیما شد؟
واردات جونگ یا چگونه تجاوز ملی نشده باشیم
مشت محکمی بر دهان جومونگ و هدف والاش!
رزم رستم و جومونگ! (پیشنهاد می شود بخوانید!)
بیست و سی و جومونگ و خفه کردن سبزینگی مردم!
خوان نهم:شنیدن رستم نعره ی جومونگ را!
عالیجناب جومونگ با ما متحد میشوی؟
