30 29 28 27...

این بار حال خواهر جان هیچ خوب نیست.

محمد یک ماه وقت دارد تا همه ی زیبایی های زندگی را ببیند و به خاطر بسپارد و این شمارش معکوس روح خواهر جان را می خورد. تا به حال ندیده بودم خواهر جان چیزی را به این سماجت از خدا طلب کند و اینکه به در بسته می خورد هر بار، دیوانه اش می کند.

امروز گریه هایش با همیشه فرق داشت. بیشتر شبیه عزاداری بود...

 

پ.ن١: خدایا می دانی که در یکی دو سال گذشته رابطه مان با هم تعریفی نداشته و من سعی کرده ام جوری از کنارت بگذرم که کمترین اصطکاک ایجاد شود. ولی انگار اول و آخر کارم پیش تو گیر است. دلیل این کارهایت را درک نمی کنم. می گویند حکمت است. قبول. نمی شود کمی موج حکمتت را تغییر دهی در مسیر آرامش بنده هایت؟ باور کن ٢٩ سال زندگی برای آدمی مثل  محمد خیلی کم است. می دانی که او می تواند به سهم خود تکانکی به این دنیای وامانده دهد اگر به او فرصت دهی...

پ.ن٢: آیا در بین خواننده های این وبلاگ کسی هست که بشود روی دعا و انرژی مثبتش حساب کرد؟

پ.ن٣: قرارمان این نبود که اینجا محل مطرح کردن غصه هایمان باشد. می دانیم. اما گاهی زندگی چنان فشارمان می دهد که کلمات بی اختیار بیرون می ریزند...عفو کنید...

/ 97 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کافه اسپرسو

اینجا ایرانه اخر همه داستانها و فیلمهاش عروسی! به لطف خدا خوب میشه:)

بهار

به خدا میگم اگه میشه به حاجتم برسم!!!!! خدا میگه چرا نمیشه؟‌من؟ من کلا خیلی با حالم...خودم گفتم بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را!!!! و من معتقدم اگر با ایمان کامل به اینکه من میرم تا دست پر برگردم بریم و ازش بخواهیم مطمئنا دست خالی بر نمیگردیم... میفهمی؟ دست پر!!!! میتونه کف دستمون یه چیزه دیگه بذاره اما مطمئنن بد نمیتونه باشه!!![گل] امیدوارم اینیبار مصلحت خدا با خواسته خواهرت رابطه مستقیم داشته باشه و نه بالعکس!!!!!

---------

چقدر غمناکه ازآدمی که متن به اون طنازی و روونی ( ماجرای گردو ها ) رو نوشته متن به این اندوهناکی بخونم . من مطمئن نیستم بلکه یقین دارم محمد شما خوب میشه. از همین حالا دارم می بینم که اومدم به وبلاگت و با نوشته ت مواجه شدم که میگی : بچه ها محمد خوب شد. خدا رو شکر و هورااااااااااااااا

ز-وکیل

مگه کاری میشه کرد جز امید داشتن؟

پروانه

من هشتاد و سومین نظر بودم.. دل تو آروم بگیره می تونی فارغ از هرچی بوده و نبوده به خواهرت و محمد آرامش بدی.. من برات دعا می کنم.. کاشکی صدام برسه بالا..

میس کارتون

هاه...خدا؟ متاسفم

غزل خونه

باورم نمیشه. انگار همش منتظرم بگی شوخی کردی و ما هم دعوات کنیم که چه شوخی احمقانه ای...

حسام

سلام ؛ نميدونم چي شد.اميدوارم عاقبت خوشي داشته باشه..